:fixed;left : 0;top :40px;float : left;width : 60px;height:280px;text-align:left;padding:7px;;border:1px #fff solid; background: #e0e0e0; background: -moz-linear-gradient(top, #e0e0e0 0%, #f7f7f7 100%); background: -webkit-gradient(linear, left top, left bottom, color-stop(0%,#e0e0e0), color-stop(100%,#f7f7f7)); background: -webkit-linear-gradient(top, #e0e0e0 0%,#f7f7f7 100%); background: -o-linear-gradient(top, #e0e0e0 0%,#f7f7f7 100%); background: -ms-linear-gradient(top, #e0e0e0 0%,#f7f7f7 100%); background: linear-gradient(to bottom, #e0e0e0 0%,#f7f7f7 100%); filter: progid:DXImageTransform.Microsoft.gradient( startColorstr='#e0e0e0', endColorstr='#f7f7f7',GradientType=0 ); } .tdicons a{-webkit-transition : all 0.5s ease-in-out;-moz-transition : all 0.5s ease-in-out;-o-transition : all 0.5s ease-in-out;display : block;float : left;margin : 2px;padding : 5px;font-weight : bold;color : #fff;border-radius : 8px 0 8px 0;} .tdicons img{-webkit-transition : all 0.2s ease-in-out;-moz-transition : all 0.2s ease-in-out;-o-transition : all 0.2s ease-in-out;padding:0px;} .tdicons img:hover{padding : 0px 0px 0px 10px;}
HomePage rahbaram Shoping charge Contact برو بالا

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

واگویه های خادمی

گروه عمومی · 12 کاربر · 6 پست
mehraban
mehraban
حمید و شبای بارونیش.....حمید و غروبش و نوای آل یاسین....حمید و سوره ی فتح دلاش....حمید و نشاط صبحگاهش....حمید و خوردن پنیرهای دست خورده زایراش...حمید و قیمه های هر شب...حمید و سگهای بانمک و پاکوتاش....حمید و ........حمید و پادگان همیشه سرپاش....
دیدگاه · 1393/03/17 - 16:57 در واگویه های خادمی · 1 امتیاز + / 0 امتیاز -
خادم خادمین شهدا
خادم خادمین شهدا
دلتنگ دلتنگی های خادمی ام
پادگان دژ و من
من و پادگان دژ
دیدگاه · 1392/06/9 - 13:11 در واگویه های خادمی · 1 امتیاز + / 0 امتیاز -
khadem
khadem
دلم تنگه واسه میشداغ و خاکش...
دیدگاه · 1392/06/6 - 22:17 در واگویه های خادمی · 2 امتیاز + / 0 امتیاز -
طهورا
طهورا
روزی از روزها در پادگان میشداغ بعد از اینکه مث بچه آدم به موقع آماده شدیم و جلسه تقسیم کارم گذاشتیم و به فرمانده قول دادیم که بچه های خوبی باشیم. خیلی خوشتیپ و بشاش آماده استقبال از زائرین شدیم...{-14-}

اما ناگهان پس از ورود زائران عزیز ما، چشمتون روز بد نبینه بوی بسیار عمیق فجیعی شامه ما را تحریک که نه، بلکه تهدید کرد!!
بوی بنزین؟
بشکه فوگاز؟
بوی قورمه؟

نه جانم! اینجا بود که همه توجه ها به سمت سطل زباله بیگناه افتاد
کلـــــــــــــــــــی از زائران عزیز مان خجلت کشیدیم و سطل زباله رو به نقطه دوری تبعید کردیم...{-28-}

وای وای ولی واقعا این بو از اون بوها بود که خیلی پــــــــــــــــوررررو بود و به این سادگی بیرون نمیرفت!{-32-}
آقا بیرون رفتن بچه های خادم از مقر همان و پوشیدن کفشها همان و وجود مایع لزج مجهول بسیـــــــــــــــــــــــــــــار بدبو در کفشها همان!!!!

بعـــله!
عده ای ازخادمین که روز قبل همه کفشارو شسته بودن برای ضایع نشدن اجرشون!! تو کفشای خادما ماست و پنیر گندیده ریخته بودن!!{-40-}
وای که جاتون اصلن خالی نبود اصرار نکنید!
همینو بگم که بوی کفشا تا خود قم موند{-60-}
دیدگاه · 1392/05/16 - 16:59 در واگویه های خادمی · 3 امتیاز + / 0 امتیاز -
خادم خادمین شهدا
خادم خادمین شهدا
خوب گفته اند که افراد را در سفر بشناس
خود را در سفر خادمی شناختم که ...{-60-}
دیدگاه · 1392/05/13 - 15:56 در واگویه های خادمی · 2 امتیاز + / 0 امتیاز -
خادم خادمین شهدا
khadem1.jpg خادم خادمین شهدا
بالت شکسته است اگر،
غمت مباد!
شهادت، بال نمی خواهد،
حال می خواهد...
بال را پس از شهادت می دهند،
نه پیش از آن...
دیدگاه · 1392/05/11 - 20:01 در واگویه های خادمی · 2 امتیاز + / 0 امتیاز -

شبکه اجتماعی خادمین شهدا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس فارسی